تبليغاتX
لینکستان عکس فیلم دانلود - افشاگری می کنم
افشاگری می کنم


نوشته حجت الاسلام جعفریان در سایت تابناک جای تامل داشت ، نوشته ای متین و پرمغز که ذیلا می آید تا چه قبول افتد و چه در نظر آید

بدون تعارف باید گفت، در کشوری که نظم و قانون ندارد یا حاکمیت قانون در آن ضعیف است، همه افشاگر می‌شوند. چرا؟‌ به این دلیل که عده‌ای می‌بینند قانون به تخلفات رسیدگی نمی‌کند. عده‌ای دیگر فکر می‌کنند که اگر به دروغ افشا کنند، قانون به آنها رسیدگی نخواهد کرد. عده‌ای دیگر در این اندیشه‌اند که اگر با افشاگری حریف را از میدان به در کنند، هیچ اتفاقی نمی‌افتد. دور بعد، افشاگری در مقابل افشاگری مطرح می‌شود و یک تسلسل باطل اندر باطلی به راه می‌افتد که جز بی‌حیثت کردن نظام، هیچ نتیجه‌ای ندارد. این وسط چیزی که گم می‌شود، حقیقت و قانون است.

از آن جالب‌تر، به قول طلبه‌ها، در این اتهامات متقابل، یک اجماع مرکب در این که «همه اهل خلافند»، به وجود می‌آید؛ زیرا هر طرف، دیگری را متهم به خلاف می‌کند و این یعنی این که سر اصل قضیه که همه متهمند و نیازمند افشاگری، نوعی اتفاق نظر وجود دارد.

دو ـ سه ماه است که خط افشاگری در کشور شروع شده است. البته نقطه شروع آن قدیمی‌تر است؛ آن هم به زمانی بر می‌گردد که از سه سال پیش کسانی مرتب وعده افشاگری می‌دادند. آنها مرتب می‌گفتند که هفته آینده افشا می‌کنیم. مدتی می‌گذشت، اما افشاگری نمی‌شد. کسانی به عمد یا سهو وارد میدان می‌شدند و می‌گفتند، پس داستان افشاگری چه شد؟ قرار بود مفسدین را معرفی کنند.

آن وقت‌ها، در مقابل این وعده‌ها، هیچ‌کس نمی‌گفت، مگر مقامات اجرایی می‌توانند افشاگری کنند؟ آیا به صرف افشاگری چیزی ثابت می‌شود؟ افشاگری چه نسبتی با کار قوه قضائیه و نظم و قانون دارد؟‌ آیا معنای این سخن متهم کردن قوه قضائیه نیست؟‌ همین اتهام را چه کسی باید ثابت کند؟

خوبی کار در این است که در این میان، همه اظهار تدین می‌کنند و از آن خوبتر این که افشاگری را هم از سر تدین انجام می‌دهند؛ یعنی برای افشاگری احساس وظیفه می‌کنند.

از این شگفت‌تر آن که برای افشاگری برنامه‌ریزی هم می‌شود. این طور که ادعا شده، چند نفر که از قضا خیلی هم به نظام و ولایت اعتقاد دارند، با هم هم‌قسم می‌شوند تا افشاگری کنند؛ یعنی آبروی برخی را بدون رعایت شرایط قانونی ببرند، درست پیش از آن که دستگاه قضایی و محکمه حکمی صادر کرده باشد. این عین بی ولایتی است؛ معنای این افشاگری این است که کشور هیچ نوع نظارت ولایی ندارد.

برخی از این افراد، همان‌هایی هستند که با پول‌های اهدایی و تبلیغات کذایی در تهران یا شهرها به نمایندگی رسیده‌اند. آن پول‌ها البته افشاگری لازم ندارد، اما به نظر آنان برای دیگران باید افشاگری کرد.

برای ما که بیرون از گودیم، همه این افشاگری‌ها یک جور است. مثلا کسی ادعا می‌کند که فلان شخص چند میلیارد تومان بدون فاکتور هزینه کرده است. این درست همان اندازه ارزش دارد که دیگری مدعی می‌شود فلان شخص برای فلان مرکز یک معدن را تصاحب کرده است یا قصد وارد کردن سیگار کذایی را دارد. وقتی تقوا نیست، برای شنونده‌ای مثل ما، دو طرف یکسان هستند و این وسط تنها فریاد‌هایی شنیده می‌شود که صد البته وقتی زیاد تکرار شد، اثرش را هم از دست می‌دهد. جالب است که در افشاگری‌های اخیر یک نفر ادعا کرد فلان شخص از روستایی است که همه‌شان بهایی هستند، در حالی که خود او یا اهل محل گفتند که در این روستا بهایی وجود ندارد.

متأسفانه گاه به نظر می‌رسد این قبیل ادعاها و افشاگری‌ها به روشنی نه برای اثبات جرم دیگران یا پاک کردن جامعه، بلکه تنها برای بیرون راندن حریف از میدان است.

فرض کنیم این افراد نیت خیرخواهانه داشته باشند که البته گاه هم این‌گونه است، یک نفر به بنده بگوید، باید حرف چه کسی را باور کنم؟ مگر من یا هر ایرانی دیگر، شناخت و معرفت به همه امور داریم که در مقابل این همه افشاگری بتوانیم قضاوت درستی داشته باشیم؟ اگر یک جمعیتی برای کسی که افشاگری می‌کند کف بزنند، مگر چیزی با این کف زدن ثابت می‌شود؟

از اینها که بگذریم، تخلفات قانونی که برای به سرقت بردن اسناد با هدف خیر انجام می‌شود، انسان را به یاد ماجرای آن روایت می‌اندازد که دزدی می‌گفت: من یک درهم می‌دزدم و صدقه می‌دهم. یک گناه می‌کنم، اما ده ثواب. 9 تای آن برایم می‌ماند. وقتی امنیت یک کشور به هم می‌ریزد، دیگر افشاگری چه سودی دارد؟

راستش اگر دستگاه آمارگیری آبرو و اعتبار نظام در این مملکت وجود داشت، به خوبی می‌شد حدس زد که نظام طی این دو ـ سه ماه چه‌اندازه بی‌اعتبار شده است.

بدترین قافیه این شعرخوانی‌ها، آنجاست که افشاگری از سوی برخی مسئولان در میان جمعیت علیه دیگر قوا انجام شود که البته تفسیرهای دیگری به خود می‌گیرد.

هیچ چیزی به‌اندازه روشن شدن حقیقت ارزشمند نیست؛ از همین رو، راه اساسی آن است که نظام، قانون و قوه قضائیه را چندان قوی کند که جایی برای افشاگری باقی نماند و دستگاه قضائی هم آنچنان پاکدست و سالم گردد که بی‌محابا نه تنها به افشاگری بلکه به برخورد با مجرمان و متخلفان بپردازد تا هم کشور بر مدار نظم و قانون بگردد و هم اعتماد مردم از نظام سلب نشود.
 
 اگر فکری برای این کار صورت نگیرد، طبیعی است که باز هم برخی چه بسا به دلیل ناامید شدن از دستگاه قضا و یا اهداف دیگر خود به افشاگری دست زنند و با این روند، اوضاع از این که هست بدتر خواهد شد.
نوشته شده توسط لینکستان  | لینک ثابت |

 
............. ..................